صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦ - نمونهاى از مفاسد و جنايات رژيم
دزديهاى دودمان پهلوى
ما نمىتوانيم بفهميم كه دزدى اينها در اين مملكت چى بوده است. در يكى از چيزهايى كه به من نوشته بودند راجع به يكى از خواهرهاى اين مرد، نوشته بودند كه يك ويلا در كجا دارد كه چقدر خريده شده است- آنش من يادم نيست اما آنى كه يادم مانده اين است- نوشته بود كه پنج ميليون دلار يعنى سى و پنج ميليون تومان خرج گلكارى آنجا شده! من و شما خوابش را هم نمىتوانيم ببينيم؛ باور نمىتوانيم بكنيم. شما نمىدانيد كه اينها با اين مملكت چه كردند. نمىدانيد معنويت اين مملكت را چطور عقب زدند. مىگويم نمىدانيد يعنى مىدانيد، حالا مىدانيد؛ درست الآن همهمان مىدانيم؛ الآن بدبختيها را همهمان مىدانيم كه هر چه ما بدبختى داشتيم از اين عائله بود. تا دولت صالح نباشد مملكت صلاحيت پيدا نمىكند. يك فرد غير صالح يك مملكت را خراب كرد. همه ديديم يك فرد غير صالح، كه اسمش محمد رضا پهلوى است، وزير وقتى مىخواهد تعيين كند، غير صالح است. بايد به جنس خودش باشد!- هر كسى مايل به ... دزدها با دزدها رفيقند! دزدها كه با مقدسين رفيق نيستند- وكيل مىخواهد معين كند، به جنس خودش درست كند. وكيل هم كه دست مردم نبود. مردم در اين پنجاه سال آزادى نداشتند. نه يك وكيل و نه يك مجلس و نه يك دولت، هيچى مربوط به ملت نبود؛ همه چيز متكى به خارج بود. يك آدم فاسد را وقتى آوردند گذاشتند سر مملكتى، تحميل كردند بر مملكتى، به آنجا رسيد كه همه چيز مملكت ما را از دست داد و [دائماً] ثناخوانى خودش كرد و وادار كرد كه راديوها هم بگويند و وادار كرد كه مطبوعات هم بگويند- همه را الزام كرد كه بايد بگوييد، همه ثناخوانى بايد بكنيد!
نمونهاى از مفاسد و جنايات رژيم
«اصلاحات ارضى» اش را شما ملاحظه كنيد. آقا آنكه اين قدر برايش گفتند و خواندند و نوحهخوانى كردند و ثناخوانى كردند، اصلاحات ارضى عبارت از اين شد كه تمام كشاورزهاى ما گدا شدند؛ كشاورزى از مملكت ما پريد. الآن اگر همه ملت دست به هم