صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٩ - ريشههاى استعمار
سخنرانى [در جمع سربازان و پاسداران (لزوم تداوم مبارزه)]
زمان: ٧ فروردين ١٣٥٨/ ٢٨ ربيع الثانى ١٣٩٩
مكان: قم
موضوع: لزوم تداوم مبارزه و نهضت
حضار: جمعى از پاسداران، سربازان و بانوان قم
[بسم اللَّه الرحمن الرحيم]
ريشههاى استعمار
... استبداد بحمد اللَّه از بين رفت. ديگر كسى نيست كه به شما زور بگويد. ديگر سازمان امنيتى نيست تا از خوف او ناراحت باشيد. ديگر قواى انتظاميه در خدمت خود ملت است. بنا ندارند قواى انتظاميه به مردم زور بگويند؛ و مردم هم ديگر زور نمىشنوند. همه در خدمت ملت هستند؛ دولت در خدمت ملت است؛ ما همه در خدمت ملت هستيم. آنچه باقى مانده است، ريشههاى استعمار است كه به اين زودى اين ريشهها را نمىتوانيم از بيخ درآوريم مگر اينكه همه اين نهضت را حفظ كنيد، و اين وحدت كلمه را حفظ كنيد.
اگر گمان بكنيد كه پيروز شديد، سست خواهيد شد. پيروزى سستى مىآورد. تا در راه هستيد محكم هستيد، مستحكم هستيد؛ وقتى كه به منزل، انسان رسيد سست مىشود، مىخوابد. ما الآن بين راه هستيم، به منزل نرسيديم، بين راه هستيم؛ و ما راه طولانى ديگرى داريم. و آن اينكه ريشههاى گنديده استعمار را از بيخ و بن ان شاء اللَّه به خواست خدا درآوريم و اين ميسور نيست، ميسر نيست مگر اينكه اين نهضت را به همين طور كه تا اينجا آمده است حفظ كنيد؛ اين وحدت كلمه را حفظ كنيد. از اختلافات دست برداريد؛ احتراز كنيم از اختلاف. ما همه برادر هستيم، همه ملت با هم برادرند. به گفته خدا مؤمنين برادر هستند؛ [١] برادر بايد مصالح برادر را حفظ كند، دوستى داشته باشد با
[١] سوره حجرات، آيه ١٠: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ».