صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣١ - توجه به زاغهنشينان
مىخواهيد بگوييد روى پاى خودمان مىخواهيم بايستيم، باز هم رنگ غرب؟! حالايى كه مىگوييد روى پاى خودمان، باز هم «جمهورى دمكراتيك»؟! يعنى جمهورى غربى؟! مستقليم ما؛ ما مىخواهيم مستقل باشيم. ما اسلام است مذهبمان. ما قوانينمان قوانين اسلام است؛ قوانين غنى اسلام است. همه چيز بايد متحول بشود. حضرت امير در آن فرمايششان- كه من حافظه ندارم كه يادم بماند مطلب- كه شما را متبدل مىكنند، مثل اينكه از ته بالا بيايد، از بالا پايين بيايد، مثل ديگى كه كفچه به آن مىزنند كه زيرش رو بشود رويش زير بشود،
لتغربلن غربلة ... [١] بايد متحول بشويد- همين جور تحولى كه ملت ما در ظرف مدت كمى پيدا كرد؛ يك نحو تحول معجزهآسا كه يك روز از پاسبان حساب مىبُرد، بازارهاى بزرگ ما از پاسبان حساب مىبردند، يك روز هم از شخص اول مملكت حساب نبردند! يك روز جرأت نمىكردند كه توى خانهشان اسم شاه را به ناگوارى ببرند، يك روز هم در خيابانها ريختند و گفتند مرگ بر اين [شاه]! همچو متحول شد. كى اين كار را كرد؟ اسلام، قوت ايمان. و الّا انسان كه نمىتواند اين كار را بكند. كار من و تو و اينها نيست كه! كار اسلام است.
توجه به زاغهنشينان
متشبث بشويد به اسلام. متحول كنيد خودتان را. نقطه اول اين است كه خود انسان متحول بشود؛ خود انسان از غربزدگى بيرون بيايد. [آيا] بايد حتماً ما وزارتخانههايمان آن طور تشريفات داشته باشد كه هر كسى تويش برود خيال كند كه در يك جايى غير از ايران است؟! يك جاى ديگرى است؟! يك بساط ديگرى است؟! از آنجا وقتى بيايد در اين زاغهنشينان ما، كه يك شب به من نوشته بودند عدد محلههايى كه در تهران از اينها هست- چادرنشينها، اين زاغهنشينها، اين خانههاى گلى خيلى خرابه- اينها را به من نوشته بودند كه قريب سى تا، يا سى و چند تا محله ما در تهران داريم كه از بركت «اصلاحات ارضى» مردم از محالّ خودشان كوچ كردند آمدند اينجا، با اين زندگى فلاكتبار دارند
[١]
لتغربلن غربلة ...