صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٠ - كوشش براى استقلال و آزادى
ملاحظه مىكنيد اين كسانى كه از حقوق بشر دم مىزنند در خارج، اين گروههايى كه آن بزرگها درست كردند براى اغفال، در طول اين مدت كه اين ملت ما اين طور كشته داد، اين طور چه شد، يك كلمه نگفتند. حالا يك چند نفر از اشخاصى كه به تصديق همه، اينها خائن بودند؛ حالا كه يك چند نفر از اينها را به واسطه خيانتى كه كردند و همه ملت، همه اقشار قبول دارند كه اينها خائن هستند، اينها را دارند به جزاى خودشان مىرسانند، اين حقوق بشريها دادشان بلند شده است؛ تلگرافات مىآيد به اينكه «نه، نكنيد ديگر!» خوب، مگر اينهايى كه كشته شدند بشر نبودند؟ مگر اينها حق نداشتند؟ حقوق بشر اقتضا مىكند كه اگر يك نفر يك كسى را كشت در ازايش [او را] بكشند؛ يك كسى كه ده سال- بيست سال، هم كشته است، هم وادار كرده به كشتن؛ اين را حالا اگر بكشند، حقوق بشريها صدايشان درآمده؛ على اىّ حالٍ ما همه با هم برادريم و دست بيعت به هم داديم.
كوشش براى استقلال و آزادى
همه با هم برويم تا آن آخرى كه بايد برويم؛ كه اين نهضت را ان شاء اللَّه به ثمر برسانيم، و مملكت براى خودتان باشد؛ نه يك آقا بالاسرى باشد كه بخواهد به شما تحميل بشود، نه يكى كه بخواهد به ما تحميل بشود، نه از خارج بتوانند به ما يك تعدى بكنند؛ مستقل، آزاد، قوى، قدرتمند [باشيم]؛ ان شاء اللَّه همهتان موفق باشيد.
[يكى از حضار: ما همه يكى هستيم و راهمان مشخص؛ ما سربازها از اول كه اين لباس را پوشيدهايم براى فداكارى و براى جانبازى و براى مردم بوده؛ و امام بودند كه ما را هدايت كردند و ما از برادرانمان جدا نيستيم. اين برادر سرباز از اول گفته است: من فدايى مردم هستم، براى اين مردم و مرزهايم فداكارى مىكنم]
ان شاء اللَّه كه همهمان خدمتگزار باشيم به كشورمان، به اسلاممان و همهمان با هم، پيش برويم تا بتوانيم اين مملكت را اداره بكنيم؛ شما جهات نظامىاش را، سرحدىاش را؛ ديگران داخلش را؛ همه با هم، اين مملكت را يك مملكت مستقل كنيم؛ ان شاء اللَّه خداوند همهتان را حفظ كند.