صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١ - ناآرامى و اغتشاش از مأموران دولت غير قانونى
آرام است. يكوقت مأمورين وارد مىشوند: اين مأمورين وقتى كه وارد مىشوند، دستور دارند كه «بزن، آنجا را بشكن، يا اللَّه» مىشكند؛ دنبالش دِ تفنگ بزن، دِ چه بكن!
شما [كنار] برويد. اگر شماها مىخواهيد كه منطقه ثبات داشته باشد، ايران ثبات داشته باشد، اصلاح بشود، شما برويد كنار، ما خودمان درست مىكنيم. شما نمىگذاريد كه اين منطقه مثلًا يا اين ملت يا اين مملكت آرام باشد؛ شما ناآرامى مىآوريد! شما دزدها را راه مىاندازيد اين طرف و آن طرف، مردم را بزنند و چپاول كنند. شما نجفآباد را به صورت يك خرابه درآورديد. شما آن قدر قتل عام در تبريز و قم و تهران و قزوين همه شهرها- من نمىتوانم يكى [يكى نام ببرم] ...- آن بساط درست كرديد. همه را شما درست كرديد. اگر شما كنار برويد و كار به مردم نداشته باشيد، مردم دعوا ندارند؛ مردم آرامند؛ مُسْلمند. مردم مىدانند كه قواعد اسلام اقتضاى اين چيزها را نمىكند. شما كنار برويد. از فردا شما برويد كنار. شما يك آدم عادى هستى؛ نه نخستوزيرى و نه آن وكيل هست و [نه] آن كس ديگر. يك آدم عادى هستى مثل ساير افراد، براى اينكه مقامت رسمى نيست. يك آدم عادى هستى غاصب؛ منتها تو را وادار كردند به اينكه بايد اين كار را بكنى. اينكه من مىگويم وادار كردند، براى اينكه همان اشخاص، همان دولتهايى كه پشتيبانى مىكردند از شاه، همان اشخاص پشتيبانى مىكنند از اين آقا. مىفرستند كه اين را چه، مىگويند كه ما پشتيبان اين هستيم. آدم فرستادند اينجا. [١] به ارتش گفتند كه شما بايد حتماً پشتيبانى بكنيد از دولت. اگر ملى هست كه محال است- امريكا «مليت» را اصلًا زير پا دارد مىگذارد و گذاشته است- اگر ملى بود كه محال بود كه امريكا تأييدش بكند، انگلستان تأييدش بكند. حالا اينها يك اشخاص «ملى» شدند دلسوز به حال ملت ما يا خير، همان چپاولگرى و همان خيانت و همان بساطى كه محمد رضا خان مىكرد حالا با دست اينها مىكنند؟! حالا چه اين حيله باشد براى اينكه باز آن آلت بىاراده را برگردانند، چه از او مأيوس شده باشند و بخواهند كه همين
[١] هايزر (ژنرال چهار ستاره هوايى امريكا و معاون فرماندهى ناتو) در ١٤/ ١٠/ ١٣٥٧ براى يك مأموريت فوق سرّى وارد تهران شد. وى وظيفه هدايت امراى ارتش را در مقابله با انقلاب اسلامى به عهده داشت.