صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٧ - جند اللَّه يا جند شيطان؟
«زيارت جامعه» است؛ «ساسة العباد». چطور امام را به سياست آره، اما آخوند را به سياست نه؟! حضرت امير يك مملكت را اداره مىكرد، سياستمدار يك مملكت بود؛ آن وقت آخوند را به سياست چه؟! اين مطلبى بود كه مُستَعمِر [١] براى اينكه آخوند را جدا كند از دولت و ملت، القا كردند به او؛ آخوند هم باورش آمد! خود آخوند با ما مبارزه مىكند كه شما چكار داريد به سياست! «اين آخوند سياسى است»! اين چيزى بوده است كه ما را ... به عقب راند. آخوندْ نمونه اسلام است.
اسلام همه چيز است. قرآن همه چيز است. قرآن «انسانْ درستْ كن» است، كتاب انسانسازى است. قرآن همه چيز دارد: سياست دارد، فقه دارد، فلسفه دارد، همه چيز دارد. انسان همه چيز است و بايد همه احتياجاتش را قرآن تأمين بكند. انسان يك اعجوبهاى است كه همه عالم است، و قرآن يك اعجوبهاى است كه اداره انسان را به همه اقشار مىكند. در عين حالى كه فقيه درست مىكند، حكيم درست مىكند، فيلسوف درست مىكند، شمشيرزن درست مىكند، جنگجو درست مىكند. فقيه بايد جنگجو هم باشد؛ فقيه بايد سيّاف [٢] باشد، ولى فقيه هم باشد و فقهش را از دست ندهد.
جند اللَّه يا جند شيطان؟
اين طور نباشد كه حالا بگوييد كه حالا كه وقت نهضت است ديگر درس هيچى! اين غلط است. علم همه چيز است؛ علم همه جهات است. حضرت امير براى علم شمشير مىزد، براى توحيد شمشير مىزد، براى بسط فقه شمشير مىزد. خيال نكنيد كه حالا كه ما وارد شديم در مسائل سياسى، ديگر نبايد وارد به مسائل علمى بشويم. شما كه جوانيد بايد فقاهت ايجاد كنيد، فقاهت در خودتان ايجاد كنيد؛ بايد فقيه بشويد، فقيه، از او كار مىآيد اما فقيه مهذب، طلبه مهذب، انسان مهذب، ملت مهذب. همه بايد اخلاق خودشان را تهذيب كنند، همه بايد جهاد با نفس بكنند لكن شماها اوْلى هستيد. شمايى
[١] استعمارگر.
[٢] شمشيرزن.