صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠٢ - مبارزه پيامبر اسلام با سرمايه دارها
معنايى كه دين از سياست جداست، مطلبى است كه استعماريها انداختهاند در دهن مردم و مىخواهند به واسطه اين، دو فرقه را از هم جدا كنند؛ يعنى آنهايى كه عالِم دينى هستند على حدهشان كنند؛ و اينهايى كه غير عالِم دينى هستند على حدهشان كنند. سياسيون را از ساير مردم جدا بكنند تا استفادههايشان را بكنند. اگر اين قوا با هم مجتمع بشوند، آنها مىدانند كه با اجتماع قوا نمىتوانند منافعى را كه مىخواهند ببرند؛ و لهذا دامن به اين تفرقهها زدهاند زياد. اول همين معنا كه دين از سياست جداست. قبل از اين معنا، اصلش دين افيون است! دين افيون مردم است! آخوندها دربارى هستند! جدا كردند اصلًا؛ دين را در نظر مردم متزلزل كردند.
پيامبران از اقشار محروم جامعه
در صورتى كه كسى اگر ملاحظه كرده باشد اينهايى كه اديان را در دنيا آوردهاند، حضرت ابراهيم- سلام اللَّه عليه- حضرت موسى- سلام اللَّه عليه- حضرت رسول- صلى اللَّه عليه و آله- اينها ببينيم از چه طايفهاى بودند، چكاره بودند؟ آيا اينها را [مثلًا] حضرت موسى را فرعون روى كار آورده است؟! يا حضرت موسى يك شبانى بوده، از اينجا رفته سراغ فرعون؟ حضرت موسى رفته و فرعون را خواسته بكوبد و فرعونيتِ او را از دستش بگيرد؟ يا فرعون او را برده پيش خودش تا اينكه مردم را خواب بكند؟! حضرت موسى مردم را آگاه كرد و بيدار كرد، و با آن بيدارى به فرعون حمله كرد و آن كارهايى كه كرد. خود پيغمبر ما؛ ... هم شبانى كرده است هم از همين توده مردم، از همين توده طبقه سه بوده است. و از اول كه قيام كرده بر ضد قلدرها، بر ضد ديكتاتورها- كه در آن زمان در جزيرة العرب عبارت از قريش بودند و يك طوايف ديگر- بر ضد آنها قيام كرده؛ نه اينكه آنها اين را آوردند روى كار تا مردم را اغفال كنند! اين مردم را آگاه كرده و رفته سراغ آنها.
مبارزه پيامبر اسلام با سرمايه دارها
اگر كسى تاريخ اسلام را بداند، از آن وقتى كه ايشان به مدينه رفتند يك عدهاى از