جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٠
حال حركت در مكان است ولى نه به معناى در مكان ساكن، بلكه به معناى مكان سيّار و غير ثابت. مثلا قطار يا هواپيما از نقطه شروع حركت تا نقطه پايان آن، در مكان است ولى در مكان سيّار، و جسم با حركت تدريجى و ناگسسته و بىوقفه خود، در اين مكان سيّار و شناور است.
به عبارت ديگر: جسم در حال حركت، مكان هاى متعدد و مشخص ممتاز از هم ندارد، بلكه از اول تا آخر يك مكان سيار دارد كه خود نيز نوعى از مكان است.
آرى اگر معناى در مكان بودن جسم، اين باشد كه در لحظه اى در مكان خاصى قرار گيرد، آن گاه بار ديگر براى اخذ مكان ديگر خيز بگيرد، و هم چنين يك چنين حالت با حركت كه دگرگونى بىوقفه است، قابل جمع نمى باشد و اعتقاد به هر دو، مايه اعتقاد به جمع ميان وجود وعدم است، ولى همان طور كه بيان گرديد معناى «اتخاذ مكان» و اشغال مكان خالى با ماندن در آن مكان ملازم نيست بلكه جسم مى تواند با حركت در مكان، داراى مكان سيار باشد كه به تدريج آن را اشغال كند.
از اين بيان بى پايگى سخن انگلس درباره حركت كه به تقليد از هگل آن را جمع بين نقيضين انديشيده است روشن مى گردد، وى مى نويسد:
در حركت نوعى تضاد است، حتى تغيير مكان كاملا ساده مكانيكى فقط بدين ترتيب صورت پذير است كه يك جسم در آن واحد در يك مكان و در عين حال در مكان ديگرى است، در يك جا هم هست و هم