جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٠
را، از طريق حركت در جوهر تفسير نموده است و ما به گونه اى فشرده به شرح اين نوع از حركت در يكى از نوشته هاى خود[١] پرداخته ايم علاقه مندان به آن مراجعه فرمايند.
هدف از اشاره به اقسام حركت، ميان حقيقت اين نوع حركت ها چه از نظر فلسفه اسلامى و چه از نظر ديگر مكتب ها نيست، زيرا چنين بحثى در خور بحث گسترده اى است كه با هدف اين نوشته سازگار نيست.
بلكه مقصود از طرح آن، بيان واقعيت حركت و اين كه حركت و سكون نحوه وجود شىء و بيانگر شيوه دو نوع وجود چيزى است كه حركت در آن انجام مى گيرد و هرگز حركت و سكون از قبيل عرض نيست كه بر وجود يك شىء عارض مى گردد، توضيح اين كه:
معمولا نوع افراد تصور مى كند كه حركت و سكون دو نوع عرضى است كه عارض جسم مى گردد، مانند سفيدى و سياهى كه دو عرض مختلف هستند كه بر جسم عارض مى شوند، در صورتى كه حقيقت حركت و سكون غير از اين است بلكه مقوله اى كه حركت در آن قسمت انجام مى گيرد مى تواند دو نوع وجود و هستى داشته باشد: نوعى ثابت و نوعى متحرك نوعى جامد، نوعى متبدل و درك اين مطلب در گرو اين است كه مقوله اى كه حركت در آن صورت مى پذيرد براى ما روشن گردد و بدون تشخيص مقوله حركت، درك آن امكان پذير نيست، و افراد ناوارد غالباً، مقوله را با خود جسم كه
[١] فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك، ص ٢٦٥-٢٨٨ .