جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٣
ماده نخست با تمام عظمت وسعت خود بسان درياى عظيمى بود كه به خاطر سادگى و بساطت و به سبب عدم مداخله عامل خارجى فارغ از هر نوع جنب وجوش بود، ولى ناگهان در آن اختلاف و تفاوت، تنوع و تشكل پديد آمد. در اين جا نمى توان بدون تحقيق از عامل آن گذشت و بايد بگوييم كه عامل خارجى، اين سادگى و مساوات را از بين برد. به عبارت ديگر، از اين كه ماده بسيط و يك نواخت، بساطت و يك نواختى خود را از دست داده است و قانونمندانه با سيستم «تز» و «آنتى تز» در مسير ساختن «سنتز» افتاده است بايد گفت عاملى از خارج اين تعادل و تشابه را به هم زده است.
از اين بيان نتيجه مى گيريم: بساطت و سادگى ماده در روز نخست كه از هرگونه تضاد و تفاوت پيراسته بود، آن گاه پيدايش هر نوع قانون در آن به نام حالت ضد «خودسازى» گواه بر دخالت عنصر متمايز در آن و يا دخالت دست خارجى است و اگر يكى از اين دو عامل نباشد ماده و انرژى از جاى خود تكان نخواهد خورد.
و چون عنصر متمايزى در كار نيست قهراً دست خارجى است كه ماده را از حالت بساطت و بى تفاوتى بيرون برده و آن را در مجراى خاصى به نام يك «تز» و يك «آنتى تز» و آن گاه تركيبى به نام «سنتز» قرار داده است.
فرضيه ازلى بودن ماده و وجود دو عنصر ماده و انرژى نمى داند توجيه گر تكوّن هاى اوليه باشد و تزريق اين خواص و ضوابط و توجيه و تقويت آن در پديده هاى متكامل، نمى تواند از خود ماده منبعث باشد.
به قول يكى از دانشمندان، ماده فاقد شعور و بى صاحب و