جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠٣
انداخته و هسته آن را گرفته است، يا هسته مركزى ديالك تيك او را به دور انداخته و فقط نتيجه آن را گرفته است. حقيقت در صورتى روشن مى گردد كه بدانيم مقصود از جنبه ايده آليستى ديالك تيك هگل چيست؟ آيا مقصود از آن، نفى واقعيات خارج از ذهن است؟ به طور مسلم ديالك تيك هگل هرگز واقعيات خارج از ذهن را نفى نمى كند. هگل به اين معنا ايده آليست نيست. او بسان همه، هم به ذهن معتقد است و هم به عين بلكه مقصود از آن اين است كه وى براى ذهن و عين، همدوشى و همعنائى معتقد است. آنچه در ذهن صورت مى گيرد با آنچه كه در عين صورت مى پذيرد از نظر او يكى است در حالى كه ديگران ذهن را تابع عين و آن را انعكاس ساده اى از خارج مى دانند.
علت اين كه هگل براى ذهن و عين، همدوشى و همعنانى معتقد است اين است كه وى تصور مى كند كه براى تفسير فلسفى جهان، راهى جز اين نيست و بايد به جاى عليت، دنبال دليل و به جاى معلوليت، سراغ استنتاج رفت، و همه پديده هاى بعدى را نسبت به قبلى، بسان اربعه و زوجيت كه نوعى ضرورت و قطعيت ميان آن دو حاكم است به طورى كه اولى دومى را خواه ناخواه به دنبال مى آورد، دانست، نه اين كه اربعه علت زوجيت و زوجيت معلول اربعه است.
حال كه با جنبه ايده آليستى ديالك تيك هگل آشنا شديم، بايد ببينيم كه اگر اين قسمت را از ديالك تيك او حذف كنيم، آيا پوسته ديالك تيك او را به دور انداخته ايم و مغز و هسته واقعى آن را گرفته ايم، يا برعكس فقط نتيجه نظريه او را (ضرورت ذاتى ميان پديده ها) آن هم براى پيشبرد هدف خود (حذف دخالت ماوراء طبيعت) گرفته ايم و