جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥١
پيوسته در راه تكامل، در جريان بود، و به سوى مقصد نهايى خود روان مى باشند».[١]
در حركت در جوهر، حركت و متحرك يك شىء بيش نيست و مساوى بودن جهان هستى با حركت واقعيتى «جز حركت بدون متحرك» ندارد و كسانى كه مى گويند: حركت بدون متحرك بى معناست و يا مانند نويسنده «تئورى ماترياليستى شناخت» كه مى گويد: «حركت بى ماده را نمى توان انديشيد» برداشتى از حركت جز حركت در حالات و دگرگونى در ظاهر ندارند ولى اگر در اين مورد به مسئله حركت در طبايع اشياء و دگرگونى هاى عميق جوهرى توجه مى كردند مساوات طبيعت را با حركت بدون موضوع و متحرك انكار نمى كردند، زيرا در آغاز اين درس يادآور شديم: حركت در هر چيزى جز شيوه وجود مقوله اى نيست كه حركت در آن انجام مى گيرد، هرگاه خود ماده جهان يك جريان ممتدى داشته باشد قهراً وجود جهان ماده با حركت مساوى بوده و مجموع جهان جز تبدل و موج چيزى نخواهد بود.
چيزى كه درك اين مطلب را براى افراد ناوارد سنگين مى سازد اين است كه حركت در طبايع اشياء به درستى شكافته نشده است و ما نيز در اين درس ها هدفى جز تحليلى از انديشه هاى ماركس نداريم، از خوانندگان گرامى درخواست مى شود به كتاب «فلسفه اسلامى و اصول ديالك تيك»[٢] مراجعه فرمايند.
[٢] نوشته نگارنده.