جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
منطق مسئله را در ذهن مطرح مى كند و به طور مجرد و مطلق و درست هم نيست. و ديالك تيك آن را در واقعيت خارجى و عينى مطرح مى كند.
يك چنين پوزش طلبى گواه ديگر برصدق گفتار ماست، زيرا منطق روش صحيح فكر كردن را مى آموزد و به ما مى گويد كه در رسيدن به نتيجه از اين راه برويد، نه از آن راه، ولى اين سخن نه به اين معناست كه در داورى خود از عالم ذهنى بيرون نمى آيد و هر چه مى گويد مربوط به فضاى ذهن و جهان پندار است، بلكه او مى گويد اگر از اين راه برويد به واقعيت هاى خارجى و عينيت هاى حقيقى مى رسيد، بنابراين اگر منطق مى گويد «ضدين» قابل جمع نيست از يك واقعيت خلل ناپذير حكايت مى كند، بنابراين نمى توان هم منطق را تصديق كرد، و هم داورى فيزيك را پذيرفت، بلكه بايد از صلح كلى دست برداشت و يكى را پذيرفت و ديگرى را تكذيب كرد.
اين نويسنده در اين رساله كوچك به منطق رايج حمله كرده و بسان بسيارى از افرادى كه معلومات خود را درباره منطق و فلسفه اسلامى از غرب گرفته اند، منطق رايج را جامد و استاتيك خوانده كه بر اصل ثبوت و عدم تغيير واقعيات مبتنى است و حركت و تغيير مفاهيم و مصاديق عينى را نمى تواند بفهمد.
كسانى كه با منطق سرو كار دارند مى دانند كه اين داورى دور از واقعيت است، منطق يك نوع روش فكر و متد استنتاج نظريات از بديهيات است و ثبات يا تحول اشياء براى آن يكسان است آن نه طرفدار جمود انواع و ثبات جهان است، و نه مخالف تبدّل و تحول و