جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨٢
٥
دلايل هگل بر امكان جمع نقيضين
وجود و عدم يك شئ را نقيضين مى گويند و جمع ميان اين دو، تحت شرايطى كه مهم آن ها، وحدت از نظر موضوع و زمان و مكان است، در نظر عقل محال به شمار مى رود.
مثلا هرگز ممكن نيست در لحظه معينى، عقربه ساعت نُه را نشان بدهد و در همان لحظه همان را نشان ندهد و اين مسئله آن چنان روشن است كه هيچ فردى نمى تواند در آن شك و ترديد كند. حالا چه شده است كه هگل در استوارى اين اصل شك و ترديد كرده است؟ براى ما روشن نيست، پل فولكيه مى نويسد:
هگل اگر چه ظاهراً خلاف آن را اظهار مى دارد، ولى در باطن مانند همه افراد بشر، اصل عدم اجتماع ضدين را قبول دارد، تناقض همان طور كه براى ما زننده است، براى او هم زننده مى باشد و تا بر اين تناقض تسلط نيافته و بر آن چيره نشده است، آرام نمى گيرد. فقط سخن او اين است كه تناقض يكى از مراحل لازم تفكر است اين حرف زننده و غير عادى نيست ولى نكته اين جاست كه تناقض فكرى به عقيده