جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٠
و به قول مولوى:
هر نفس نو مى شود دنيا و ما *** بى خبر از نو شدن اندر بقا
براى اين كه ماركسيسم را بى جهت متهم نكنيم، چند فراز از سخنان نويسندگان اين مكتب را در اين جا نقل مى كنيم.
«نخستين و مهم ترين خاصيت ماده، حركت است، انگلس آشكارا مى گفت: نمى توان ماده بى حركت، و حركت بى ماده انديشيد».[١]
«ماده فقط در حال حركت، وجود دارد و از راه حركت خود را نشان مى دهد و مى نماياند... هيچ جزئى از جهان مادى را نمى توان يافت كه پيوسته در حال حركت و تغيير نباشد».[٢]
شما اين دو نوع برداشت از حركت عمومى در جهان را، با تعبيرى كه علامه طباطبائى درباره حركت در جوهر دارند مقايسه كنيد آن گاه در عمق انديشه ها داورى نماييد آن جا كه مى فرمايند:
«هر تغيير تدريجى كه براى جسم در يكى از صفات و احوال آن رخ مى دهد، حركت است».[٣]
«موجودات جوهرى جهان طبيعت، بى آن كه به حسب وجود شخصى از هم ديگر جدا و گسسته بوده باشند، يك آميزش وجودى دارند كه به واسطه آن، همگى يك واقعيت واحد پهناورى را تشكيل مى دهند كه بالذات متحرك و خواص و اعراض نيز كه از وجود آن بيرون نيستند، به پيروى آن در تبدل بوده و مانند يك قافله بزرگ
[١] تئورى ماترياليستى شناخت، ص ٦٦ .
[٢] آفانا سيف، اصول فلسفه ماركسيسم، ص ٣٧ .
٣ ـ ٣ . اصول فلسفه، ص ٨ ٢ .