جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٧
عمومى در ماده را كه كار علم در تاريخ ده هزار ساله خود، كشف اين نوع روابط و قوانين است، باوجود عاملى از طريق خارج از ماده، تفسير كند و گرنه ماده بسيط و ساده، ماده كور و كر، ناتوان تر از آن است كه خود را چنين نقاشى كند، و انفجارهاى پياپى ماده در روز نخست، توجيه گر يك ميلياردم اين نظام و محاسبه نمى تواند باشد.[١]
٢ـ در تحول ماده، واقعيت هاى جديدى پديد مى آيد كه هرگز نمى توان آن ها را موجود مادى خواند و مانند روح و روان انسان. مادى ها به خاطر فرار از اين اشكال، روح و روان را به صورت موجود غير مادى انكار مى كنند و آن را خاصيت مغز و آثار فيزيكى و شيميايى ماده مغزى مى پندارند، ولى وجود ارتباط با جهان ارواح از يك طرف و ثبوت ذهن ناخودآگاه پيراسته از ماده، آن هم از طريق ذهن خودآگاه از طرف ديگر ضربت محكمى بر اصالت ماده وارد ساخت.
تجارب دانشمندان ثابت كرد كه در وراى اين ذهن خودآگاه انسان، يك ذهن وسيع و بزرگ به نام ذهن «ناخودآگاه» وجود دارد كه نسبت اين دو به هم بسان هندوانه اى است كه قسمت اعظم آن زير آب، و قسمت كمى از آن روى آب باشد. توجيه ذهن ناخودآگاه با آن عظمت و وسعت كه تسخير كننده ذهن خودآگاه است، با اصالت ماده و انكار ماوراى آن ممكن نيست. اصولا كشف ذهن ناخودآگاه كمك روشنى بر تجرد روح و روان كرده است.
٣ـ رشد و توسعه و گسترش جهان ماده از يك طرف، و تحولات
[١] اين همان برهان نظم است كه در كتاب هاى عقايد مشروحاً مورد بررسى قرار گرفته است; براى نمونه به كتاب «راه خداشناسى» از همين قلم، مراجعه فرماييد.