جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧١
مى گردد، از گردش جسم بر محور معينى، نيروهاى جذب و گريز پديد مى آيد.
در قطب نما دو نيروى مختلف كه هر كدام خنثى كننده، نيروى مخالف است وجود دارد.
اين موارد و ده ها نظاير آن كه دست آويز ماركسيست هاست ارتباطى به مسئله امتناع اجتماع ضدين و يا نقيضين ندارد و نه فيلسوفى آن را ممنوع مى داند. بلكه همگى از مقوله تضاد فلسفى مى باشند، نه تضاد منطقى. ما در اين جا دو سخن از دو پيشوا، يكى پيشواى فلسفه در عصر قبل از ميلاد و ديگرى پيشواى فلسفه در جهان اسلام نقل مى كنيم، تا روشن گردد كه تركيب جسمى از دو عنصر، يا از دو نيرو به شكل ياد شده كه منجر به پيدايش حالت معتدل يا خنثى گرديدن اثر هر كدام مى گردد، مورد پذيرش تمام شخصيت هاى فلسفى و علمى جهان بوده است.
الف ـ هراكليت مى گويد: ضدين با هم توافق حاصل مى كنند و بهترين آهنگ ها از الحان مختلف درست مى شود و همه چيز از مبارزه به وجود مى آيد طبيعت هم تناقضات را دوست دارد و هماهنگى را به وسيله آن ها توليد مى كنند، نه وسيله موجودات مشابه مثلا جنس نر را با جنس ماده جمع مى كند و جنس مشابه را با هم جمع نمى كند و توافق اوليه بهوسيله دو جنس مخالف صورت مى گيرد نه وسيله دو جنس مشابه، هنر نيز همين طور عمل مى كند و از طبيعت تقليد مى نمايد. در نقاشى رنگ هاى سفيد و و رنگ هاى سياه و رنگ هاى زرد و رنگ هاى قرمز با هم تركيب مى شوند و به اين ترتيب، مشابهت با تصوير اوليه