جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٢
طبيعت است، و اگر جهان تك عنصرى، يا تك گرايشى بود اين همه انواع گوناگون هستى نمى پذيرفت.
خوشبختانه ماركسيسم پس از يك قرن اشتباه كارى، به لغزش خود پى برده و پس از جنگ جهانى دوم يكى از ماركسيست هاى معروف لهستانى طى مقاله اى كه در اين باره دارد روشن ساخت كه تضاد در طبيعت (تضاد فلسفى) ربطى به تضاد منطقى ندارد، از آن پس فيلسوفان ماركسيست در شوروى به حمايت از منطق برخاستند و آن را جزء برنامه مدارس شوروى قرار دادند.[١]
با اين كه ماركسيست هاى شوروى به اشتباه خود پى برده اند، هنوز ماركسيست هاى وطنى به منطق رايج دهن كجى مى كنند آن را به خاطر محال شمردن امتناع ضدين، يك منطق جامد و كهنه مى نامند و معتقدند كه ديالك تيك آن را به زباله دانى تاريخ انداخته است. اگر خوش بين باشيم بايد بگوييم كه اين دايه هاى مهربان تر از مادر از معلومات رايج در محيط خود، آگاهى كامل ندارند.
٣ـ داورى افراد غير متخصص زيانبار است.
در اين جا از تذكر مطلبى ناگزيريم و آن اين كه: افزايش رشته هاى علوم، ايجاد تخصص را در رشته هاى علمى ايجاب مى كند، يك فرد با عمر كوتاه و آگاهى محدود خود نمى تواند در بسيارى از مسائل علمى و نظرى يا عملى و تجربى اظهار نظر صحيح و منطقى كند، و اگر هم كرد، قطعاً دچار اشتباه مى شود و به عنوان نمونه:
[١] ديالك تيك، ص ٣٤ .