جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
شخصى عقيده اى درباره ماهيت عدالت پيشنهاد مى كند و مى گويد: عدالت همان راست گفتن و اداى دين است اين همان «تز» و «وضع» است. موردى كه هگل ياد آور شد و گفت عدالت است اما راست گويى نيست اين را هگل آنتى تز و «وضع مقابل» مى داند، سازش اين دو با هم سنتز و يا وضع مجامع خواهد بود كه خود وضع جديدى است در سطحى بالاتر و با ادامه اين گردش، سرانجام مى توان به بيان حقيقت عدالت دست يافت.[١]
نخستين كسى كه ديالك تيك را از جدال نيروهاى فكرى به صورت جدال نيروهاى عينى در آورده شاگرد كانت (١٧٢٤-١٨٠٤م) فيخته (١٧٦٢-١٨١٤م) بود او سه پاى (تز و آنتى تز و سنتز) را در مورد تحقق عينى به كاربرد و به ديالك تيك عينى معتقد گرديد و جهان را پديده هاى آن را از اين طريق توجيه كرد.
پل فولكيه مى نويسد هگل مثلث: موضوع ضد موضوع ـ تركيب را اختراع نكرده است معاصرين وى مانند فيخته و شلينگ (١٧٧٥-١٨٥٤م)، هم نظريات ماوراء طبيعى خود را بر آن اساس بنا مى نهادند ولى هگل از اين اصل حداكثر استفاده را نموده و تنها وسيله توجيه واقعيت دانسته و سپس آن در ديالك تيك نام نهاده است و همين امر باعث شده است كه اين كلمه در نظر معاصران او، دور از ذهن جلوه نمايد، زيرا تاكنون ديالك تيك عبارت بود از فن اثبات و فن انكار.[٢]
در اين جا از ياد آورى نكته اى ناگزيريم، ماركس برخلاف هگل
[١] كليات فلسفه، ص ١٣٠.
[٢] پل فولكيه، رساله ديالك تيك.