جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
صرف و نحو و معانى و بيان و ديالك تيك، و ديگرى كادر پويوم، شامل حساب و موسيقى و هندسه و نجوم بود، ديالك تيك جزء دسته نخست بود و مقصود از آن منطق اصطلاحى بود.
خلاصه
تا اين جا توانستيم معانى مختلفى را كه اين كلمه در اعصار گوناگون پيدا كرده است از نظر خوانندگان بگذارانيم و خلاصه آن ها اين شد:
١ـ روش فكرى براى ابطال نظريه طرف مقابل (قياس خلف);
٢ـ سفسطه و زبان بازى و مغالطه;
٣ـ روش سقراطى به گونه اى كه بيان گرديد;
٤ـ استدلال صحيح اعم از برهان و جدل كه افلاطون در آن به كار مى برد;
٥ـ جدل و ابطال مدعاى طرف از طريق فرضيه هاى مورد قبول او. ارسطو اين واژه را به همين معنا اختصاص داده بود. و از ميان مجموع اقسام قياس، تنها در جدل به كار مى برد;
٦ـ علم منطق و آموزش روش استدلال صحيح.
تا اين جا مفاد و كاربردهاى مختلف ديالك تيك در ادوار مختلف روشن گرديد و همه اين كاربردهاى شش گانه، ديالك تيك را از يك معناى ذهنى و فكرى بيرون نمى سازد. اكنون بايد ديد در دوره جديد ـ كه از زمان هگل آغاز مى گردد ـ چه دگرگونى در كاربرد اين لفظ پديد آمده است.