جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧
ما مجموع اين اصول را به شكلى كه در رساله ماترياليسم ديالك تيك استالين و اصول مقدماتى فلسفه ژرژپوليتسر وارد شده است مورد بررسى قرار مى دهيم، به گونه اى كه تكليف اصول ديگر كه به گونه اى در اين اصول ادغام مى گردند روشن مى گردد.
در اين جا از تذكر نكته اى ناگزيريم و آن اين كه، هنوز ماركسيست ها اين اصول را درجه بندى نكرده اند و روشن نساخته اند كه كدام اصل نخست و كدام اصل دوم و سوم و چهارم است، در حالى كه شايسته يك مكتب فلسفى اين است كه اصول آن، واجد نظام خاصى گردد كه هر موقع گفته شود: اصل اول، فوراً در نظر انسان، يكى از اين اصول به طور مشخص مجسم گردد مثل اين كه از ما بپرسند، نخستين اصل از اصول دين چيست، همگى در پاسخ مى گوييم: توحيد، يا اصل نخست از اصول ترموديناميك كدام است افراد وارد پاسخ مى گويند: بقاى ماده و انرژى.
با اين كه ماركسيسم اين اصول را درجه بندى نكرده است، ولى اگر بنا باشد اين اصول به صورت نظام طبيعى بيان گردد به گونه اى كه اصل اول پايه اصل ديگر باشد، بايد گفت از نظر يك فرد ماترياليست، تضاد، نخستين اصل ديالك تيك است و حركت كه معلول[١] تضاد و جدال درونى پديده هاست، اصل دوم مى باشد. وجهش كه از تراكم تغييرات جزئى رخ مى دهد اصل سوم است، در حالى كه همبستگى تكامل ها
[١] در حالى كه از نظر فلسفه اسلامى، حركت، تضاد و اختلاف آفرين است و در طبيعت در سايه حركت كه خود عامل و محركى دارد، مراتب و درجات و اختلاف هايى به وجود مى آيد، نه اين كه تضاد، ايجاد حركت مى كند، و گسترده اين سخن را در درس هاى آينده خواهيد خواند.