جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨١
كرد، زيرا حتى تغييرات كمّىِ بسيار بزرگ در اساس و پايه شىء و طبيعت آن، تغييرى پديد نمى آورند. در حالى كه هر جهشى اعم از ناگهانى و يا تدريجى موجب تغيير اساسى در جريان تكامل مى شود و به آن شىء كيفيتى ديگر مى دهد».[١]
بايد به اين نويسنده ياد آور شد، كه او با اين تفسير، اصل سوم ديالك تيك را از بيخ منكر شده است زيرا:
اولا: بحث در جايى است كه در طبيعت تحول كيفى رخ داده و نوع جديدى پديد آمده باشد چيزى كه هست، ديالك تيسين ها مدعى هستند كه پيدايش نوع جديد، پيوسته از طريق انقلاب و جهش صورت مى پذيرد در حالى كه ديگران مى گويند براى پيدايش نوع جديد، دو راه وجود دارد: گاهى از طريق جهش و گاهى از اجتماع تغييرات جزئى كه به طور تدريج به پيدايش نوعى منجر مى گردد.
چشم انداز بحث همين است كه بيان گرديد، در اين صورت گفتوگو درباره آن گونه تغييرات كمى كه منجر به تحقق نوعى نگردد. از موضوع بحث خارج مى باشد و يادآورى آن، در بحث، نشانه گم كردن سوراخ دعاست.
ثانياً:فشار بحث اين جاست كه آيا پيدايش كيف جديد، پيوسته به صورت انقلاب و ناگهانى است، يا گاهى به صورت ناگهانى و گاهى به صورت تدريجى است، ديالك تيسين ها، طرفدار اولى و گروه مخالف طرفدار نظريه دوم مى باشند. در اين صورت تفسير انقلاب و جهش به صورت ناگهانى و تدريجى يك نوع تناقض گويى است. اصولا انقلاب
[١] مبانى فلسفه علمى، ص ٤٠ .