جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤١
موضوع حركت است اشتباه مى كنند و براى توضيح به طرح مثال زير مى پردازيم:
جسمى داريم و مكانى كه جسم با ابعاد خود آن را پر مى كند، جسم موضوع حركت و به اصطلاح متحرك است و حركت در مقوله اى به نام «مكان گيرى» انجام مى گيرد و در اصطلاح فلسفه به آن «اَين» مى گويند.
جسم دو نوع مى تواند براى خود مكان بگيرد، مكانى ثابت، مانند اتومبيلى كه متوقف شده و انسانى كه در گوشه اى نشسته است و مكان سيار و متبدل آن گاه كه ماشين و انسان در حال حركت باشند.
بنابراين هر چند در تصور عادى حركت و مسكون بسان دو عرض تجلى مى كند كه جسم را در پوشش خود قرار مى دهند ولى اگر مقوله اى را كه حركت در آن انجام مى گيرد در نظر بگيريم حركت نسبت به آن، نحوه وجود آن مقوله است كه مى تواند دو نوع تجلى كند و مكان گيرى جسم كه خود مقوله اى است، مى تواند با وجودى سيار و شناور و با وجودى جامد و ساكن تحقق يابد.
عين اين بيان در حركت در كيف و كم و وضع نيز جارى است و با توجه به اين كه «رنگ» و يا «مقدار» و يا «وضع» يك شىء گاهى سيار و گاهى ثابت است مى توان ادعا كرد حركت در اين مقوله ها جز نحوه وجه مقوله، چيز ديگرى نيست، از اين نظر در فلسفه اسلامى مى گويند حركت از عوارض تحليلى وجود است و بسان «عليت» و «معلوليت» و «وجوب وجود» و يا «ممكن الوجود» است كه هر كدام بيانگر شيوه وجود آن شىء است.
به عبارت روشن تر، همان طورى كه عليت و معلوليت از عوارض