جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٩
١٦
حركت: اصل دوم ديالك تيك
شكى نيست كه حركت به حركت انتقالى و وضعى اختصاص ندارد، زيرا علاوه براين دو نوع حركت، حركت هاى ديگرى از قبيل حركت در كيف (چگونگى) و حركت در «كم» (مقدار) داريم، هنگامى كه رنگ سيب و حجم آن بر درخت دست خوشِ دگرگونى مى گردد، و تكاملى در كيف و كمّ آن، پديد مى آيد يا جسمى تدريجاً جاى خود را عوض مى كند و از مكانى به مكان ديگر منتقل مى شود يا وقتى جسم، هر چند مكان خود را به عنوان يك كل عوض نمى كند اما با گردش خود نسبت اجزاى خود را با خارج از خود، دگرگون مى سازد، حركتى در مكان و به تعبير صحيح تر حركتى در «اين» و حركتى در «وضع» جسم پديد مى آيد.
علاوه براين چهار نوع حركت، «حركتى در جوهر» و طبايع اشياء در جهان داريم كه قهرمان فلسفه اسلامى «صدرالمتألهين» به كشف آن نائل آمده و نتايج درخشانى از اثبات چنين حركتى گرفته است، و تمام دگرگونى هاى عميق و ژرف در جمادات و نباتات و جانداران و انسان