جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠
١ـ برخلاف گزافه گويى تئوريسين هاى ماركسيست، علت گسترش آن، عمق و ژرف نگرى مكتب نيست، زيرا بسيارى از اين زير سلطه ها حتى گروهى از اين سلطه گرها از محتواى مكتب به خوبى آگاهى ندارند، بلكه وجود «استثمار» درگذشته و حال و زورگويى كشورهاى سرمايه دارى و غارت گرى هاى روز افزون آن ها زمينه گرايش را به اين مكتب در اكثر محرومان جهان به وجود آورده بدون آن كه در گزيدن آن دقت و سنجش كافى به عمل آوردند.
٢ـ اتحاد جماهير شوروى با قدرت سياسى و اقتصادى و نظامى خود (برخلاف اصول مسلم ماركسيسم) در اشاعه و گسترش اين مكتب مى كوشد و آن را به عنوان يك كالاى فكرى و مكتب رهايى بخش، صادر مى كند و ملت هاى ضعيف و ناتوان، گول تبليغات كاذب و گمراه كننده را خورده و تصور مى كنند كشورى كه براى نخستين بار، ماركسيسم را پذيرفته و آن را ايدئولوژى رسمى كشور خود قرار داده است، بهشت روى زمين است و آنان نيز با پذيرش اين مكتب، مى توانند مانند آن را در كشور ديگرى نيز بهوجود آورند و انسان ها را از جهنم سوزان سرمايه دارى نجات دهند.
٣ـ سوسياليزمى كه ماركس از آن دم مى زند با سوسياليزمى كه قبل از او، ديگران درباره آن سخن مى گفتند فرق تبليغاتى خاصى دارد; سوسياليزم ديگران، جنبه تخيّلى و رؤيايى داشت; رؤيايى بود كه آن را در سر مى پروراندند، خيالى بود كه در محفظه انديشه، خود نمايى مى كرد، ولى ماركس با اعتقاد به سير جبرى و قهرى تاريخ آن هم براساس تكامل ابزار توليد كه به صورت ملموس در اروپا بهوجود