جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٩
١٢
فرضيه هگل و بى خدايى جهانى
آيا نتيجه فرضيه هگل بى خدايى جهانى است؟
هرگز هدف «هگل» از طرح اصول «ديالك تيك» و تشريح تكامل پديده ها از طريق «تز» و «آنتى تز» آن گاه «سنتز» انكار خدا و اعتقاد به اصالت ماده و ابديت آن و خود گردانى ماده نبود.
به عبارت ديگر: در فلسفه هگل مانند ديگر فلسفه هاى جهان، كه جهان طبيعت را با علل طبيعى و قوانين و سنت هاى جاويدان تفسير مى كنند، حساب ديالك تيك، از «ماترياليسم» و مادى گرى جدا بود، و هرگز مانعى نداشت كه يك فرد صددرصد ديالك تيسين باشد، و در عين حال، به وابستگى جهان به موجود برتر و بالاتر، معتقد گردد. چنان كه خود هگل در عين اعتقاد به ديالك تيك، يك فرد الهى و خداپرست بود. همان طور كه يك فرد الهى مى تواند، اصول ديالك تيك را بپذيرد، و مى تواند نپذيرد و هرگز الهى بودن، ملازم با نفى اين اصول نيست، هم چنين يك ديالك تيسين، مى تواند در عين اعتقاد به ديالك تيك، الهى و يا منكر ماوراء طبيعت باشد، زيرا ديالك تيك (برفرض صحت) جز