جهان بينى مادى معاصر - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٨
بود پديده اى كاملا مفهوم و قانون مند است، زيرا در مقايسه با رژيم اشتراكى عهد عتيق گامى به جلوست».[١]
مقصود استالين اين است كه چون بردگى سرانجام منتهى به نظام كامل تر مى گردد و نظام هاى سوسياليستى و كمونيستى از اين دالان عبور كرده و در جامعه ظاهر مى شوند از اين جهت انقلاب كمون نخست به بردگى گامى به جلو خواهد بود.
ولى اين پاسخ دردى را دوا نمى كند، زيرا فرضيه هگليسم و ماركسيسم در تفسير مكانيسم تحولات عمومى اين است كه در تمام پروسه هاى جهان طبيعت و جامعه، پيوسته «سنتز»هايى كامل تر از «تز»هايى پيشين به وجود مى آيد و تركيب تز و آنتى تز به پيدايش پديده كامل ترى به نام «سنتز» منجر مى گردد; به عبارت ديگر، بايد در هر مرحله اى شخص «سنتز» از شخص «تز» عالى تر و كامل تر باشد در صورتى كه شخص جامعه بردگى، از شخص كمون نخست كامل و برتر نيست. بلكه به مراتب، پست تر و پايين تر مى باشد.
تصور اين كه «بردگى» دالان و كانال نظام برتر است برخلاف فرضيه پيشين و عدول از آن است. بلكه خود، نظريه ديگرى است كه در تكامل تاريخ مطرح مى باشد، و خلاصه آن اين است:
هر نوع عقب گرد و حركت هاى ارتجاعى به تكامل منجر گردد خود آن، نوعى تكامل محسوب مى شود. برخى از نويسندگان فلسفه تاريخ، تكامل تاريخ را از اين راه توجيه كرده اند ولى اين نظريه ارتباطى
[١] گروهى از دانشمندان شوروى، ماترياليسم ديالك تيك، ترجمه دكتر تقى ارانى، ص ١٣ .