ترجمه قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٨ - سوره التوبه ٩
فرعون گفت: « (برويد و هر ساحر ماهرى را نزد من آوريد.» (٧٩)
هنگامى كه ساحران براى مبارزه آمدند، موسى به آنها گفت: «آنچه از وسايل سحر را مىخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد!» (٨٠)
هنگامى كه افكندند، موسى گفت: «آنچه شما انجام داديد، سحر است؛ كه خداوند بزودى آن را باطل مىكند؛ چرا كه خداوند هرگز عمل مفسدان را اصلاح نمىكند. (٨١)
و او حق را به وعدههاى خويش، تحقّق مىبخشد؛ هر چند مجرمان ناخشنود باشند!» (٨٢)
در آغاز، هيچ كس به موسى ايمان نياورد، مگر گروهى از فرزندان قوم او؛ آن هم با ترس از فرعون و اطرافيانش، مبادا آنها را شكنجه كنند؛ زيرا فرعون، برترىجويى در زمين داشت؛ و از اسرافكاران بود. (٨٣)
موسى گفت: «اى قوم من! اگر شما به خدا ايمان آوردهايد، و تسليم فرمان او هستيد، تنها بر او توكل كنيد.» (٨٤)
آنها گفتند: «تنها بر خدا توكّل داريم؛ پروردگارا! ما را مورد شكنجه گروه ستمكاران قرارمده. (٨٥)
و ما را با رحمتت از شرّ گروه كافران رهايى بخش.» (٨٦)
و به موسى و برادرش وحى كرديم كه: «براى قوم خود، خانههايى در سرزمين مصر آماده كنيد؛ و خانههايتان را مقابل يكديگر و متمركز قراردهيد؛ و نماز را برپا داريد؛ و به مؤمنان بشارت ده كه سرانجام پيروز مىشوند.)» (٨٧)
موسى گفت: «پروردگارا! تو فرعون و اطرافيانش را زينت و اموالى سرشار در زندگى دنيا دادهاى، پروردگارا! در نتيجه آنها بندگانت را از راه تو گمراه مىسازند. پروردگارا! اموالشان را نابود كن؛ و به جرم گناهانشان، دلهايشان را سخت و سنگين ساز، كه ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند.» (٨٨)