قاعده لاضرر، ترجمه القواعد الفقهية - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - چند نكته درباره اين روايت
«مبسوط» [١] و «خلاف» [٢]؛ و از ابن جنيد [٣] و سيد ابى المكارم ابن زهره، حكايت شده كه واجب است آن را در اختيار كسى كه براى آشاميدن خود يا حيواناتش به آن احتياج دارد بگذارد. و ما در تأييد نظر شيخ قدس سره، و تضعيف قول مشهور، سخنى داريم كه به زودى خواهيم گفت.
ج) در معناى عبارت «لا يمنع فضل ماء، ليمنع فضل كلأ [٤]» احتمالاتى وجود دارد:
اوّل: صاحب چاه وقتى زيادى آب چاه را از اهل باديه منع كند، و آنها نتوانند حيوانات خود را كه بعد از چرا تشنه شدهاند سيراب كنند، ديگر نمىتوانند حيوانات خود را اطراف اين چاه به چرا ببرند و از گياهان اين منطقه محروم مىشوند، و نتيجه اين مىشود كه منع استفاده از زيادى آب، مانع استفاده از زيادى گياهان مىشود.
[١]. المبسوط فى فقه الاماميه، ج ٣، ص ٢٨١: «... فاذا فضل بعد ذلك شىء، وجب عليه بذلهبلا عوض، لمن احتاج اليه لشربه وشرب ماشيته ...».
[٢]. الخلاف، ج ٣، ص ٥٣١: «... وما يفضل عن ذلك، يجب عليه بذله لغيره، لحاجته اليه لشرب له ولماشيته ...».
[٣]. مختلف الشيعه فى احكام الشريعه، ج ٦، ص ٢٠٣: «... وما يفضل عن ذلك، وجب عليه بذله لغيره، لحاجته إليه للشرب له ولماشيته؛ ولا يجب عليه بذله لسقى زرعه، بل يستحب؛ وبه قال ابن الجنيد».
[٤]. كلأ؛ اكلاء: گياه تر، يا خشك.