قاعده لاضرر، ترجمه القواعد الفقهية - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٨ - اشكالات سخن مرحوم نايينى قدس سره
تمسك به دليل محكوم يعنى «قاعده سلطنت» جايز نيست؟
و اگر به قاعده سلطنت در اينجا رجوع نشود، به چه چيزى رجوع مىشود؟
٤. آنچه ايشان فرمودند كه «حرج» در اينجا منتفى است، زيرا حرج عبارت است از سختيهاى بدنى نه روحى؛ اين هم به طور مطلق صحيح نيست، زيرا در بسيارى از موارد بر سختيهاى روحى نيز حرج صدق مىكند. مصيبتها و حوادث دردناك، امورى حرجى هستند، در حالى كه از سختيهاى روحانى به حساب مىآيند. در قرآن نيز حرج در معناى سختيهاى روحى استعمال شده است؛ خداوند مىفرمايد: «كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِى صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْهُ ...». [١] و همچنين مىفرمايد: «فَلا وَ رَبِّكَ لايُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لايَجِدُوا فِى أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً». [٢]
بله، مىتوان گفت كه موارد ضرر مالك، و منع او از تصرّف در
[١]. سوره اعراف (٧)، آيه ٢. (اين كتابى است كه بر تو نازل شده و نبايد از ناحيه آن، ناراحتىدر سينه داشته باشى!).
[٢]. سوره نساء (٤)، آيه ٦٥. (به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند، و سپس از داورى تو در دل خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند).