قاعده لاضرر، ترجمه القواعد الفقهية - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٥ - تبيين و توجيه احتمال چهارم
معناى نفى كه معناى اصلى آنست به كار مىرود. [١] از قوىترين شواهدى كه سخن ما را تأييد مىكند اين است كه در اين موارد مىتوان «لا» را حذف كرده و ساير ادوات نفى را بجاى آن گذاشت؛ مثلا مىتوان بجاى «لَا رَفَثَ وَ لَا فُسُوقَ وَ لَا جِدَالَ فِى الْحَجِّ» گفت: «ليس فى الحج رفث و لا فسوق و لا جدال»؛ آيا اينجا نيز كسى مىگويد كه «ليس» در معنى نهى استعمال شده است؟!
علاوه بر اين، در بعضى از موارد گذشته اساساً اراده معناى نهى امكان ندارد؛ مثلًا در عبارت «لا إخصاء فى الإسلام» [٢]، آيا كسى مىگويد كه معنى آن «لا تخصوا فى الإسلام» است؟ اساساً چنين تعبيرى را كسى به كار مىبرد؟ و اسلام مىتواند ظرف براى اخصاء [٣] باشد؟!
اما آنچه مرحوم شيخ الشريعه قدس سره از اهل لغت نقل كرده، بعيد نيست كه مراد آنها نتيجه و مقصود از كاربرد اين تركيب بوده و معناى مطابقى را نگفتهاند. همان گونه كه ما نيز مشكلى نداريم از
[١]. معناى اصلى «لا» زمانى كه بر سر اسم مىآيد، نفى است.
[٢]. در اسلام، اخته كردن نداريم.
[٣]. لسان العرب، ج ١٤، ص ٢٢٩ و ٢٣٠: «الخُصْى والخِصْى والخُصْيَةُ والخِصْيَة، من أَعضاء التناسل: واحدة الخُصى، والتثنية خِصْيتانِ [خُصْيتانِ وخُصْيانِ وخِصْيانِ ...]. وخَصى الفحلَ خِصاءً، ممدود: سَلَّ خُصْيَيْه، يكون فى الناس والدواب والغنم ...».