ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٠ - مقصود
زجاج و طبرى نيز همين معنى را اختيار كردهاند.
اين اختلاف به اين صورت بود كه:
- نسطوريه مىگفتند: عيسى پسر خداست. يعقوبيه مىگفتند: عيسى خداست و ملكائيه- كه همان مسيحيان رومى هستند، مىگفتند: خدا، مجموعهاى است از:
خدا، عيسى و مريم.
جبايى گويد: مقصود اين است كه: خداوند بدستهاى امر مىكند كه بدشمنى ديگران پردازند. سر انجام كار آنها به مرحلهاى مىرسد كه همگى دشمن يكديگر بوده، بيكديگر نسبت كفر و بى دينى دهند.
(إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ) «اين دشمنى تا روز قيامت در ميان ايشان يا در ميان يهوديان و مسيحيان باقى خواهد ماند.
جعفر بن حرث گويد: مقصود از(فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ ...) اين است كه:
- آنها گرفتار اختلاف و همه آنها گرفتار خطا و گمراهى هستند، حال آنكه خداوند همه موارد اختلاف آنان را با دليل واضح براى ايشان بيان كرده، بطورى كه همه آنها خطاى طرف مقابل را متوجه هستند و بغض و كينه يكديگر را در دل گرفتهاند ولى هيچ يك از آنها متوجه خطا و اشتباه خود نيستند، بنا بر اين آنان بوسيله كتاب خدايى به اشتباهات يكديگر برده و بكمك دلايل روشن آن. انگشت روى خطاى يكديگر مىگذارند. اين موضوع سبب اختلاف و دشمنى آنان شده است. بنا بر اين منشأ اختلاف، كتاب آسمانى و كتاب آسمانى از خداست و صحيح است كه بگويد:
ما در ميان ايشان دشمنى افكنديم.
عقيده ديگر در باره معناى جمله اين است كه:
- ما در دل آنان ترس و نفرت، نسبت بيكديگر افكنديم، در نتيجه گرفتار تعصب و دشمنى شدند. اين كار كيفرى است از پيمان شكنى آنان.
(وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ): بزودى در موقع حساب، خداوند آنها را