ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٨ - معانى ديگر
كه گويى او را مىبينى و اگر تو او را نبينى او ترا مىبيند.
(وَ اتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ): بدين و راه و رسم ابراهيم اقتداء كند: آنچه ابراهيم بر آن بود و بفرزندان خود امر كرد كه پس از او دنبال كنند و به آنها وصيت كرد كه اقرار به توحيد و عدل خداوند داشته، او را از آنچه لايق حضرتش نيست، منزه بدارند. قسمتى از راه و رسم و وصاياى ابراهيم، نماز بسوى كعبه مقدس و طواف اطراف آن و ساير اعمال حج است.
(حَنِيفاً): در حالى كه از راه و رسم او هيچگونه انحرافى پيدا نمىكنند. معناى اين كلمه در سوره بقره، گذشت.
(وَ اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا): خداوند ابراهيم را خليل خود گردانيد. يعنى دوستى كه در محبت او خللى نيست، زيرا دوستى بحد اعلا رسيده است. اين دوستى دو جانبه است. معناى دوستى از جانب ابراهيم اين است كه با دوستان خدا، دوست و با دشمنان خدا دشمن است. معناى دوستى خداوند، اين است كه او را در برابر بد خواهان يارى مىكند چنان كه او را از آتش نمرود نجات بخشيد و آتش را بر او سرد و سلامت قرار داد و هم چنان كه او را از شر پادشاه مصر- كه بهمسر زيباى او- دل بسته بود. نجات داد و سر انجام او را امام و مقتداى انسانها گردانيد.
زجاج گويد: رواست كه او را «خليل اللَّه» گفته باشند زيرا خدا او را دوست داشته و با محبتى هر چه بيشتر، او را برگزيده است و او نيز خدا را با محبتى هر چه بيشتر و عاليتر بخداوند دل بسته است.
فراء و ابو القاسم بلخى گويند: ابراهيم را خليل گويند: زيرا نيازمند خداوند بوده، باو توكل كرده، دل از همه جا بركنده و يكباره دل به او سپرده است. اما اينكه فقط ابراهيم را خليل نيامده است در حالى كه همه آفريدگان نيازند رحمت او هستند بخاطر اين است كه او نيازمندى است كه براى رفع نياز خود، كسى جز خداوند سراغ ندارد، پس در حقيقت، نيازمند حقيقى خدا اوست و اين شرف و امتيازى است براى حضرت ابراهيم. اين شرافت و امتياز بنحوى ديگر نصيب حضرات موسى، عيسى