ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦ - مقصود
ابن عباس گويد: يعنى از كسانى كه بوسيله خيانت، به خود ظلم مىكنند و ديگران را متهم به خيانت مىكنند، دفاع مكن. منظور كسى است كه زره را دزديد و يهودى را متهم بدزدى كرد، از اينرو بدزدى خيانتكار شناخته شد و به تهمت گنهكار!( يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ): از مردم مخفى مىشوند و از خدا- كه با ايشان است- مخفى نمىشوند. منظور كسانى است كه بدفاع از آنان برخاسته بودند. يعنى اينان معصيتهايى كه از راه ربودن اموال مرتكب مردم مىپوشانند و از خداوند كه بحال ايشان عالم است، حيا نمىكنند. در حقيقت، اينها از مردم حيا مىكنند ولى از خداوند حيا نمىكنند و گرنه اقدام به اين عمل ناشايست نمىكردند.
(إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ): آنان شبانه، گفتگوهايى دارند و درباره مطلبى مىانديشند كه خداوند از آن خشنود نيست. برخى گفتهاند: يعنى سخن را از مسير اصلى خود تغيير مىدهند و درباره آن دروغ پردازى مىكنند. برخى گفتهاند: منظور ابن ابيرق است كه شب پيش خود انديشيد كه زره را در خانه يهودى افكند و سوگند ياد كند كه دامنش از دزدى پاك است، باين اميد كه مسلمانان، بحرمت هم كيشى او را تصديق و يهودى را تكذيب كنند. برخى گفتهاند: او زره را بخانه لبيد بن سهل انداخته بود.
(وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً): حسن گويد: يعنى خداوند حافظ اعمال ايشان است.
ديگران گويند: يعنى خداوند عالم است باعمال ايشان و هيچ چيزى بر او پوشيده نيست.
اين آيه كسانى را كه از مردم و حشمت ايشان شرمسارند و در حضور ايشان مرتكب كارهاى زشت نمىشوند ولى خوف و خشيت خدا. آنها را از ارتكاب معاصى باز نمىدارد، به سختى مورد ملامت قرار مىدهد زيرا خداوند سبحان سزاوارتر است كه انسان از او حيا كند و در حضورش از ارتكاب زشتىها سر باز زند.
نيز كسانى را كه كارى زشت مرتكب مىشوند، سپس بگردن ديگرى مىاندازند، خواه او مؤمن باشد يا كافر، مورد توبيخ قرار مىدهد.
(ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا): اكنون كسانى را كه از سارق دفاع