ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٣ - اعراب
چرا موسى به اين سخن پاسخ نداد؟! دو علت دارد:
١- مجموع كلام، دلالت دارد بر انكار قول آنها و شگفتى از جهل آنها كه امر خدا را رد و با آن مخالفت كردند.
٢- ابو القاسم بلخى گويد:
- اينكه گفتند: تو و خدايت برويد و بجنگيد، مجازى است نه حقيقى. در حقيقت مىخواهند بگويند: خداوند مددكار تست. لكن از آنجا كه قوم، مردمى جاهل و بى خرد بودند، وجه اول صحيحتر است.
حسن گويد: اين سخن آنان، دليل است بر اينكه: آنان «مشبّهه»[١] بودند.
بهمين جهت، گوساله را پرستش كردند. و اگر خدا را شناخته بودند، چنين نمىكردند.
جبايى گويد: اگر مقصود آنها از رفتن خدا و جنگيدن او، معناى حقيقى و انتقال از مكانى بمكانى است؟ كافر و اگر بعنوان مخالفت با امر خدا گفتهاند، فاسق شدهاند.
اينكه خداوند متعال مىفرمايد:(قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ) (توبه ٣٠:
خداوند با آنها قتال كند كه چگونه منحرف مىشوند) و نسبت جنگ و قتال با ايشان را به خدا مىدهد. استعمال مجازى است. مقصود اين است كه: خداوند مثل كسى كه با كسى جنگ دارد، دشمنى مىكنند و با اقتدار و سلطه خود، آنها را به كيفر مىرساند.
در آيه(فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ) (يونس ٧١) عطف بر ضمير متصل صحيح است، زيرا ذكر مفعول (امر) بمنزله ضمير منفصل است. چنان كه در آيه:(لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا) (انعام ١٤٨) آوردن «لا» بمنزله انفصال ضمير است و عطف بر آن مانعى ندارد.
[١]- مشبهه، فرقهاى هستند كه شما را شبيه موجودات جسمانى مىپندارند. چنان كه در تورات هم مطالبى از قبيل كشتى گرفتن خدا با يعقوب و ... وجود دارد!