ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨٨ - شان نزول
يعنى شما را وادار نكند. شاعر گويد:
|
و لقد طعنت ابا عيينة طعنة |
جرمت فزارة بعدها ان يغضبوا |
|
يعنى: ابو عيينه را ضربتى زدم كه طايفه فزاره را به خشم وا داشت. (يا اينكه خشم را كسب و پيشه آنان ساخت) در هر صورت، اين فعل دو مفعول مىگيرد.
شنئان: بغض و كينه. سيبويه گويد: افعالى كه مصدرهايشان بر اين وزن است به ندرت متعدى مىشوند. نيز وى گويد كه «ليان» هم مصدر است، بنا بر اين اگر «شنئان» به سكون نون هم قرائت شود، صحيح و مصدر خواهد بود. بايد دانست كه «شنئان» به سكون نون هم مىتواند مصدر و هم مىتواند صفت باشد. بهر صورت، هم مصدر بودن و هم صفت بودن اين كلمه، نادر است.
شان نزول
امام باقر ٧ فرمود: اين آيه، در باره مردى از بنى ربيعه، نازل شده است، بنام «حطم» سدى گويد: حطم بن هند بكرى براى ديدار پيامبر گرامى اسلام، به مدينه آمد. وى اسبش را در خارج مدينه رها كرد و خود خدمت پيامبر رسيد. پيامبر قبل از ورودش فرموده بود: امروز مردى از بنى ربيعه، بسوى شما آيد كه از زبان شيطان سخن گويد هنگامى كه وارد شد، گفت: تو مردم را بچه دعوت مىكنى؟ پيامبر او را پاسخ داد.
گفت: مرا مهلت ده، شايد اسلام آورم. من بايد در اين خصوص، با اشخاصى مشورت كنم، سپس خارج شد. پيامبر فرمود: «او با كفر نزد ما آمد و با غدر و نيرنگ، از پيش ما رفت!». او پس از خروج از مدينه، به تعدادى گوسفند، بر خورد كه آنها را در حالى كه رجز مىخواند به سرقت برد. مىگفت:
|
قد لفّها الليل بسواق حطم |
ليس براعى ابل و لا غنم |
|
|
و لا بجزّار على ظهر و ضم |
باتوا نياماً و ابن هند لم ينم |
|
|
بات يقاسيها غلام كالزلم |
خدلّج الساقين ممسوح القدم |
|
يعنى: مردى خشن- كه چوپان شتر و گوسفند نبود و قصابى نمىكرد- گوسفندان