ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٨ - مقصود
(وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ): هنگامى كه اى محمد ص، تو در ميان اصحابت كه به سفر رفته و مىترسند كه دشمنان بجنگ ايشان آيند، باشى.
(فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ): حسن گويد: يعنى نماز را با همه حدود و ركوع و سجود آن بجاى آورى. برخى گفتهاند: يعنى تو امام جماعت باشى.
(فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ): پس بايد گروهى از اصحاب، در نماز با تو باشند و بقيه در برابر دشمن. تقدير جمله اين است: «فلتقم طائفة منهم معك و لتقم طائفة منهم تجاه العدو» و علت اينكه ذكر نشده، دلالت كلام بر آن است.
(وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ): در باره اين جمله اختلاف شده است: برخى گفتهاند: يعنى آنهايى كه مشغول نمازند، سلاحها را با خود بر مىدارند، شمشير را به خود مىآويزند و خنجر را بزره مىبندند و كارد و ... را همراه خود دارند و همين معنى صحيح است.
ابن عباس گويد: منظور آن طايفهاى است كه در حال جنگ هستند، آنها مامورند كه سلاحها را برگيرند.
(فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ): طايفهاى كه با تو نماز مىخوانند، هنگامى كه سجده را تمام كردند، بايد در برابر دشمن صف بكشند. اختلاف شده است كه اين طايفه، پس از تمام كردن سجده و خواندن يك ركعت از نماز، چه بايد بكنند؟ عقيده ما اين است كه بايد ركعت ديگر را خود بخوانند و تشهد و سلام نماز را بجاى آورند و در حالى كه امام در ركعت دوم و در حال قيام است، بجاى آنهايى كه مشغول جنگ هستند، بميدان جنگ بروند و بجاى آن گروه مشغول جنگ شوند تا آنها بيايند و در ركعت دوم بامام ملحق شوند و امام در تشهد، معطل مىشود تا آنها يك ركعت ديگر را بخوانند و همراه امام سلام بدهند. بنا بر اين گروه اول را تكبيرة الاحرام و گروه دوم را سلام نماز است. مذهب شافعى نيز همين است. مجاهد و جابر و كسانى كه معتقدند نماز خوف، يك ركعت است، گويند: گروه اول هر گاه يك ركعت را تمام كرد، سلام مىدهد و به جنگ دشمن مىرود و گروه دوم به امام ملحق مىشود و امام ركعت دوم را با ايشان مىخواند. حسن گويد: امام با هر دستهاى دو ركعت نماز مىخواند. بنا بر اين امام دو