ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٠ - مقصود
پرداخته، مىفرمايد:
(فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ): يكى از كارهاى زشت آنان كه موجب حرمان يا لعن آنها شده. پيمان شكنىهاى آنهاست. آنان پيمانهايى را كه با خدا بسته و موظف بودند كه بر طبق آنچه در تورات است، عمل كنند، بىشرمانه، نقض كردند.
(وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ): ديگر انكار حجتها و دلايل روشنى است كه خداوند، براى اثبات نبوت و رسالت پيامبران خود، بيان داشته بود.
(وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍ): آنان تنها به انكار نبوت و رسالت پيامبران، اكتفاء نمىكردند! بلكه خون فرستادگان خدا را بنا حق مىريختند. حال آنكه آنان را- گناهى يا خطايى نبود كه مستوجب قتل باشند. اين مطلب را- قبلا- شرح دادهايم- اينكه قتل انبياء را «ناحق» معرف مىكند، بمنظور تاكيد است و گرنه كشتن فرستاده بر حق الهى، جز به ناحق نخواهد بود. اين مطلب، نظير اين است كه قرآن مجيد، مىگويد:(وَ مَنْ يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا بُرْهانَ لَهُ بِهِ) (سوره مؤمنون ١١٧ يعنى كسى كه با خداوند يگانه، خدايى ديگر بخواند، كه برهانى بر آن ندارد) بديهى است كه خدايان مجعول و ساختگى دليل و برهانى ندارند. منظور اين است كه: «شرك بطور حتم بى دليل است،( وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ): تفسير اين جمله، در سوره بقره (آيه ٨٨) گذشت.
(بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ): خداوند بر دلهاى آنان به سبب كفرشان، مهر زده است. در باره معناى «طبع» و «ختم» نيز در سوره بقره (آيه ٧) گفتگو كرديم.
(فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا): بنا بر اين، از چنين مردمى انتظار ايمان و گرايش بسوى حق نيست، جز اينكه بكمى از حقايق آسمانى ايمان مىآورند، ممكن است اين استثناء مربوط به كسانى باشد كه از ايشان نفى ايمان شده است و بنا بر اين مقصود اين است كه تنها گروه قليلى از آنها ايمان مىآورند، نه همه آنها. گويى خداوند، با علم به- اينكه در آتيه، گروه معدودى از آنان ايمان مىآورند، آنها را از آن اكثريت معاند، كه از بى ايمانى آنان خبر داده است، استثناء مىكند: جماعتى از مفسران، مثل قتاده