ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٧٨ - معنى آيات
((وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ)) يعنى: آن معبودهايى كه كفّار آنان را در برابر پروردگار بزرگ، خداى خود گرفتهاند، و آنان را ميپرستند، يعنى بتان و ديگر معبودهايشان قدرت ندارند كفّار و پرستش كنندگان خود را شفاعت كنند، و بنا بر اين توهم كفّار كه از اين معبودهاى غير حقيقى حاجت ميخواهند، و آمرزش ميطلبند، و ميخواهند كه عذاب را از آنان بر دارند توهمى است باطل.
((إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ)) مگر آنان كه گواهان بر حق هستند كه عبارتند از عيسى بن مريم و عزيز و فرشتگان، خداوند اينان را از ميان معبودان باطل استثناء فرموده است، زيرا اين افراد در پيشگاه خداوند منزلت شفاعت دارند، و اين معنى را قتاده گفته است.
بعضى هم گفتهاند يعنى: هيچكدام از فرشتگان و ديگران اختيار شفاعت ندارند، مگر آنان كه شهادت به يگانگى خدا ميدهند، زيرا نضر بن حارث و عدّهاى از قريش گفتند: اگر آنچه كه محمد ميگويد راست است ما با فرشتگان دوست خواهيم شد، و آنان براى ما بهتر از هر كس شفاعت خواهند نمود.
و بدنبال اين گفتار آيه فوق نازل شد، بنا بر اين معنى آيه اينست كه فرشتگان باذن خدا تنها براى مؤمنين شفاعت مىكنند.
((وَ هُمْ يَعْلَمُونَ))[١] يعنى: آنچه را كه با زبانها بدان شهادت ميدهند با قلبشان آن را ميدانند، و اين آيه دلالت دارد بر اينكه حقيقت ايمان عبارتست از اعتقاد قلبى و معرفت، زيرا خداوند با شهادت علم به آن را شرط فرموده
[١] نور الثقلين ج ٤ ص ٦١٨ بنقل از من لا يحضر:
( حضرت صادق( ع) فرمودند: قضات بر چهار دستهاند: سه دسته( آنان در آتش، و يك دسته در بهشت هستند ١- مردى كه بناحق قضاوت كند، با اينكه ميداند قضاوتش باطل است، در آتش است ٢- مردى كه بناحق قضاوت ميكند، با اينكه نميداند قضاوتش ناحق است او نيز جهنّمى است. ٣- مردى كه بحق قضاوت كند در حالى كه نميداند قضاوتش حق است او نيز جهنّمى است. ٤- مردى كه قضاوت بر حق كند، و بداند كه قضاوتش بر حق است اين شخص بهشتى است)