ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٤ - معنى آيات
و اين وصف «اعجم» مانند اسماء استعمال شده است و از اين قبيل است شعر شاعر كه ميگويد: «حزق يمانيه لا عجم طمطم» يعنى: شتران يمنى مربوط بشخص اعجم است كه سخنش مفهوم نميباشد، بنا بر اين لغت اعاجم از باب اجارع، و اباطح است كه جمع اجرع و ابطح ميباشد.
اما آيه شريفه «اعجمى و عربى» يعنى: قرآنى كه نازل شده عجمى و كسى كه بر او نازل شده است خودش عربى است؟! و اعجمى و عربى هر دو مرفوعند بنا بر اينكه خبر باشند براى مبتداى محذوف (كه تقديرش چنين باشد «هذا لمنزل اعجمى و المنزل عليه عربى؟»).
و اين آيه معنايش اينست كه: اگر قرآن را بر شخصى اعجمى «كه سخنش نامفهوم است» نازل ميكرديم و او قرآن را بر آنان ميخواند باو ايمان نميآوردند.
معنى آيات:
((ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ)) اينجا خداوند پيامبرش را تسليت داده ميفرمايد: اى پيامبر من اندوه بخود راه مده زيرا اين كافران از لحاظ تكذيب و انكار پيامبريت چيزى بتو نميگويند مگر آنچه كه به پيامبران قبل از تو گفته شده است، اين معنى از قتاده و سدى و جبائى نقل شده است.
بعضى گفتهاند: يعنى خداوند بتو چيزى نگويد مگر آنچه را كه پيامبران قبل از تو گفته است، و آن عبارتست از دعوت بسوى حقّ از نظر عبادت خدا و لزوم اطاعتش، بنا بر اين قرآن با كتب آسمانى پيش از خود موافق است.
بعضى هم گفتهاند كه معنى اين آيه عبارتست از آيه بعدى:
((إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ)) يعنى: خداوند به مؤمنان