ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٩ - معنى آيات
و در اين آيه گفتار كسى كه ميگويد: «من انشاء اللَّه مؤمن هستم» ردّ ميشود، زيرا اين گفتار نوعى خوردهگيرى است بر كسى كه در اين آيه ميفرمايد(إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ)[١].
و نيز در اين آيه دلالت است بر اينكه دعوت بسوى دين از بزرگترين عبادات و واجبترين واجبات است، و نيز دلالت دارد بر اينكه داعى الى اللَّه بايد بعلم خود عمل كند، تا مردم زودتر از او بپذيرند، و بگفتارش بيشتر اعتماد كنند، سپس خداوند فرمود:
((وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّيِّئَةُ)) بعضى گفتهاند يعنى: ملّت نيكوى اسلام با ملّت پست كفر مساوى نيستند.
و بعضى گفتهاند: يعنى اعمال نيكو با اعمال زشت برابر نيست.
و بعضى گفتهاند: خصلتهاى نيك با صفات زشت برابر نيستند، بنا بر اين صبر و غضب برابر نبوده، بردبارى و جهل، مدارا و خشونت، عفو و بدى صفاتى هستند كه با يكديگر برابر نميباشند.
سپس خداوند بزرگ صفات و ملكات مدارا و سازش و نيكى را كه: براى دعوت كننده لازم است بيان كرده ميفرمايد:
((ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ)) و پيامبر خدا ٦ را مورد خطاب قرار داده
[١] زيرا دستور انشاء اللَّه گفتن مربوط بكارهايى است كه انسان ميخواهد در زمان آينده انجام دهد( وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ- كهف ١٨) و اين مورد خبر است از ما وقع نه آينده.