ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٨ - اعراب آيات
كه ما را گمراه ساختند بما نشان بده تا آنان را لگدكوب سازيم و بپائينترين درجات جهنّم فرستيم.
٣٠- كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست و سپس بر اين گفته پا بر جا ماندند فرشتگان بر آنان نازل گردند كه نترسيد و اندوه بخود راه ندهيد، و شما را به بهشت موعود مژده باد.
لغات آيات:
در آيه ٢٦ كلمه «اللغو» بكلامى گفته ميشود كه هيچ معنايى از آن استفاده نميشود، و الغاء كلمه از نظر نحوى بمعنى اسقاط عمل آن كلمه است گفته ميشود لغى يلغى و يلغو لغوا و لغى يلغى لغا، يعنى: از بيهوده سخن گفتن و وطى كلام نموده حرف توى حرف آورد.
اعراب آيات:
در آيه ٣٨ «ذلك» مبتداء و(جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ) خبر آنست و كلمه «النّار» بدل است از( جَزاءُ أَعْداءِ اللَّهِ)، و جايز است كه النّار تفسير باشد، مثل آنكه گفته شده است جزاى دشمنان خدا چيست؟ كه در پاسخ گفته ميشود، آتش است، زجاج گفته است(لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ) يعنى: لهم فى النّار دار الخلد، و آتش همان خانه ابدى است همانگونه كه مىگويى: «و لك فى هذه الدّار دار سرور» و منظور تو از دار دوّمى همان دار اوّلى است همان گونه كه شاعر گفته است:
|
(اخور غائب يعطيها و يسألها |
يأبى الظّلامة منه النوفل الزّفر)[١] |
|
[١] يعنى:( برادر بخششها كه عطايا ميدهد، و از او بخشش( ميخواهند و حاضر نيست بكسى ستم كند زيرا كه او مردى بخشنده و بزرگوار و با تحمّل است) كه در اين شعر منه براى تجريد است باين معنى كه يأبى الظّلامة مثل النّوفل و الزّفر و در آيه نيز( لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ) فيها براى تجريد است يعنى خانه آتش براى آنان خانه هميشگى است.