ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٢٣ - اعراب آيات
سياهى آن بسيار سياه باشد.
عين- جمع عيناء كسى را گويند كه داراى چشمانى درشت باشد.
اعراب آيات:
كذلك- جار و مجرور است و در موضع رفع است بنا بر آنكه خبر مبتداء باشد، و تقدير چنين است: «الا مر كذلك».
متقابلين منصوب است بنا بر اينكه حال باشد از يلبسون.
يلبسون جايز است كه خبر بعد از خبر باشد، و جايز است كه حال باشد از ظرفى كه عبارتست از فى مقام، زيرا تقدير چنين است متّقين در مقامى قرار دارند، و مفعول يلبسون محذوف است، و تقديرش چنين است «يلبسون ثيابا من سندس».
و آمنين حال است از يدعون.
(الْمَوْتَةَ الْأُولى) منصوب است بنا بر استثناء.
زجاج گويد: يعنى «سوى الموتة الّتى ذاقوها فى الدّنيا» مثل آنجا كه ميفرمايد:(وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ) كه به معنى «سوى ما قد سلف» است.
بنظر من سوى هميشه ظرف است، الّا هم حرف است، روى اينحساب چگونه ميتوان گفت: الا بمعنى سوى است؟ پس بهتر آنست كه بگوئيم الّا در اينجا با ما بعدش صفت است يا بدل بمعنى غير و تقديرش اينست: «لا يذوقون فيها الموت غير الموتة الاولى» و بايد مستثنى منه موت باشد نه موته اولى زيرا موته اولى منقضى شده است، پس ممكن نيست از موتى كه در بهشت آن را نمىچشند استثناء شود، زيرا داخل در آن نيست كه از آن استثناء شود.