ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١٢ - معنى آيات
قوم تبع حميرى كه با لشگر خود راه افتادند تا آمدند و حيره را گرفته سمرقند را ويران ساخته آن را از نو ساختند، و رئيس آنان وقتى نامه مينگاشت در اوّل آن مينوشت بنام آنكه مالك خشكى و دريا و خورشيد و بادها است، و اين معنى از قتاده نقل شده است.
و اينكه نام اين شخص را «تبع» ناميدهاند، براى آنست كه، مردم بسيارى پيروش بودند، و بعضى گفتهاند علّت آنكه او را تبع ناميدهاند، آن است كه او «تبعى» بوده است از تبعهايى كه پادشاه يمن بودهاند، و بنا بر اين گفتار تبع لقبى است مانند «خاقان» كه لقب پادشاه ترك است، و «قيصر» كه لقب پادشاهان روم است، و نام اين تبع «اسعد ابو كرب» بوده است.
سهل بن سعد از پيامبر اكرم ٦ روايت ميكند كه فرمودند: تبع را نفرين نكنيد، زيرا تبع اسلام آورده است.
و كعب ميگويد: تبع مردى صالح بوده است، خداوند او را مذمت نكرده است، بلكه خداوند قوم حضرت را مذمّت كرده است.
وليد بن صبيح از حضرت صادق (ع) روايت ميكند كه فرمودند: تبع به دو قبيله اوس و خزرج گفت اينجا سكونت كنيد تا پيامبر آخر الزّمان ظهور كند و اگر من او را درك كنم باو ايمان خواهم آورد، و در خدمت او خواهم بود.
((وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ)) يعنى كسانى كه قبل از قوم تبع بودهاند مانند قوم نوح و عاد و ثمود.
((أَهْلَكْناهُمْ)) يعنى ما آنان را هلاك كرديم، اينان كه از آنان مهمتر نيستند، ما آن اقوام را بخاطر كفرشان هلاك ساختيم، اينان هم مانند آنان هستند، بلكه آنان از نظر قدرت و جمعيّت مهمتر و بيشتر بودند، بنا