ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٨ - لغات آيات
|
«و من يغترف عن اهله لم يزل يرى |
مصارع مظلوم مجرا و مسحبا |
|
|
و تدفن منه الصالحات و ان يسئ |
يكن ما أساء النار فى رأس كبكبا[١] |
|
. و اين شعر دليل است براى كسانى كه و يعلم را بنصب خواندهاند.
لغات آيات:
الأعلام- بمعنى كوهها و جمع علم است خنساء شاعر گفته است:
|
«و ان صخرا لتأتم الهداة به |
كانّه علم فى راسه نار» |
|
فيظللن- يعنى ادامه ميدهند و ثابت مىمانند، گفته ميشود: «ظل يفعل كذا» در صورتى كه آن كار را شبانه روز انجام دهد.
رواكد- «جمع راكد» بمعنى چيزهاى ثابت است.
يوبقهن- ايباق بمعنى بهلاكت رساندن و تلف كردن است، و بق الرجل يبق و وبق يوبق يعنى: هلاك شد.
محيص- بازگشت گاه و پناگاه.
[١] مقصود شاعر از اين شعر اين است كه هر كس از اهلش دور افتد مظلوم خواهد گشت، و همه جا با شكست مواجه ميشود، اگر اعمال نيك انجام دهد كارش را دفن كنند، و اگر عمل زشتى انجام دهد بديش شهره آفاق گردد آن گونه كه آتش بر روى كوه بلند، در اين شعر شاهد در« و تدفن» است كه بوسيله واو بر جزاء عطف شده و منصوب خوانده شده است.