ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٩ - تفسير
(إِسْحاقَ)[١] زيرا مادرش در ولادت ابن يامين از دنيا رفت و يعقوب خاله او را به ازدواج خويش در آورد، ولى ابن اسحاق و جبائى گفتهاند: مادرش زنده بود و منظور همان پدر و مادر حقيقى يوسف ميباشد، و حسن گفته: مادرش راحيل زنده شد تا براى يوسف سجده كند و خواب يوسف تعبير كند.
(وَ قالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ) و پيش از ورود بمصر بدانها گفت: بمصر در آئيد كه انشاء اللَّه در امان خواهيد بود. و علت ذكر اين بيان آن بود كه پيش از آن از پادشاهان مصرى ترس داشتند و بدون اجازه و اذن آنها نمىتوانستند بدانجا وارد شوند، وهب گفته: روزى كه آنها وارد مصر شدند جمعاً هفتاد و سه نفر بودند و هنگامى كه با موسى از مصر بيرون آمدند بيش از ششهزار و پانصد و هفتاد نفر مرد در ميان آنها بود.
(وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ) و پدر و مادرش را بخاطر احترام و بزرگداشتشان بر- سرير سلطنت بالا برد.
(وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً) و همه بعنوان احترام يوسف برو در افتادند، و در آن زمان رسم اين بود كه براى احترام بزرگتر سجده ميكردند و در شريعت آنها سجده براى غير خدا جايز بود ولى براى امت اسلام سجده مخصوص خدا گشت و در مورد احترام بزرگان بجاى سجده بسلام مأمور شدند كه تحيت اهل بهشت است.- و اين قولى است كه از قتاده و زجاج نقل شده- و كلبى گفته: سجده آنها خم شدن بحال ركوع بود چنانچه عجمها در وقت احترام بزرگان خود انجام ميدهند، و از ابن عباس نقل شده كه گفته است: سجده آنها سجده شكر براى خدا بود چنانچه مردمان صالح خدا در وقت تجديد نعمت، سجده شكر ميكنند و ضمير در «له» بخدا بر ميگردد يعنى با مشاهده آن نعمت براى خدا سجده شكر كردند منتهى در وقت سجده رو به يوسف كردند، چنانچه گفته ميشود «صلى للقبلة» يعنى رو بقبله نماز خواند. و همين معنى از امام صادق ٧ نيز روايت شده.
[١]- سوره بقره آيه ١٣٣.