ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٣ - تفسير
(٦٦) و كسانى را كه ستم كردند صيحه (آسمانى) فرا گرفت و در خانههاى خويش بيجان گشتند (٦٧) چنان كه گويى هيچگاه در آنجا زندگى نكردهاند، بدانيد كه ثمود بپروردگار خويش كافر شدند، همان كه دورى (از رحمت حق) بر ثموديان باد (٦٨).
شرح لغات:
انشاء: ايجاد چيزى است در آغاز بدون وسيله و اسباب.
استعمار: بكار واداشتن شخص قادر را بر آبادى و عمارت زمين.
مس: بمعناى «لمس» است جز اينكه بگفته على بن عيسى: «مس» ممكن است ميان دو جماد صورت گيرد ولى «لمس» جز در مورد موجودات زنده استعمال نشود چون لمس در جايى است كه درك در آن باشد.
جثوم: برو در افتادن. و يا بگفته برخى: بزانو در آمدن.
غنى بالمكان: يعنى در جايى توقف كرد و بدان اكتفاء نمود و مغنى بمعناى منزل آمده. و اصل غنى بهمان معناى اكتفاء كردن است، و غناى بمال هم از همين معنا است چنانچه آواز غناء را نيز از همين باب گويند كه بدان اكتفاء شود.
تفسير:
خداى سبحان بدنبال داستانهاى قبل، داستان صالح را بيان فرموده:
(وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً) و بسوى ثمود برادرشان (از نظر نسب و قبيله) صالح را فرستاديم، و بگفته جبائى مسكن ثموديان در وادى القرى ميان مدينه و شام بوده چنانچه قوم عاد در يمن سكونت داشتند.
(قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ...) تفسيرش در داستان هود گذشت.
(هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ) او است كه خلقت شما را از زمين آغاز كرد، زيرا او بود كه آدم را از زمين آفريد و نسب شما نيز باو باز گردد.
(وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها) يعنى شما را آباد كنندگان زمين گردانيد به اين ترتيب كه عمارت و آبادى آن را در تحت اختيار شما نهاد و شما را نيازمند بسكناى در آن كرد. و مجاهد گفته: يعنى در دوران عمرتان آن را در اختيار شما گذارد. و ضحاك گفته: يعنى