ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨٠ - تفسير
خويش نجات داديم تا معلوم گردد كه آن عذابى بود كه بخصوص براى نابودى كافران آمده بود و اتفاقى نبود.
(وَ نَجَّيْناهُمْ مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ) يعنى هم چنان كه از عذاب دنيا نجاتشان داديم از عذاب آخرت نيز نجاتشان داديم، و غليظ بمعناى سنگين و بزرگ است. و محتمل است «غليظ» صفت همان عذابى باشد كه دچار قوم عاد گشت. سپس خداى سبحان كفر قوم عاد را بيان كرده فرمايد:
(وَ تِلْكَ عادٌ جَحَدُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ) و اين قوم عاد بود كه معجزات هود را با اينكه دليل بر صحت نبوتش بود انكار كردند.
(وَ عَصَوْا رُسُلَهُ) و رسولانش را نافرمانى كردند، و اينكه تكذيب هود را بتنهايى تكذيب همه رسولان دانسته بدانجهت است كه هر كس يك رسول را تكذيب كرد در حقيقت بهمه رسولان كافر شده، و جهت ديگر آن است كه هود آنها را به ايمان آوردن بخود و برسولانى كه پيش از خود آمده بودند و هم چنين بكتابهايى كه بر آنها نازل شده بود دعوت ميكرد، و آن مردم همه را تكذيب كردند و از اينرو همه آنها را نافرمانى كردند.
(وَ اتَّبَعُوا أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ) و از رؤساى سفله و ساقط از اجتماع (يا پست) پيروى كردند، و برخى گفتهاند: «جبار» آن كسى است كه از روى خشم مردم را بزند و بكشد. و «عنيد» آن شخص پر عنادى است كه حق را نپذيرد.
(وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ الدُّنْيا لَعْنَةً) و پس از اينكه عاد در دنيا بهلاكت دچار گشتند از رحمت حق نيز دور شدند، زيرا خداى تعالى آنها را از رحمت خود دور ساخت و بمؤمنان نيز دستور داد بر آنها لعنت كنند.
(وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ) و در روز قيامت نيز هم چنان از رحمت حق دور گشتند چنانچه در دنيا دور شدند.
(أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ) بدانيد كه قوم عاد بپروردگار خويش كافر شدند.
(أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ) يعنى خداوند از رحمت خود دورشان ساخت پس بسختى دور گشتند.