ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦١ - تفسير
(إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ) اين دنباله سخن نوح است كه بآنها گفت: براستى كه پروردگار من آمرزنده و مهربان است.
(وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ) كشتى نوح و همراهانش را بر روى آب ميبرد در ميان امواجى كه در بزرگى و ارتفاع چون كوهها بود. و اينكه امواج را بكوهها تشبيه فرموده دليل است بر اينكه يك موج نبوده بلكه موجهاى بسيارى بوده است.
و حسن گفته: آب بقدرى بالا آمد كه سى ذراع بالاتر از قله كوهها بود. و ديگرى گفته:
پانزده ذراع بالاتر بود.
و بگفته برخى: كشتى نوح روز يازدهم رجب حركت كرد و شش ماه روى آب بود تا همه زمين را گردش كرد و در هيچ كجا نايستاد، و چون بمكه رسيد در جاى كعبه هفت بار طواف كرد، و خداى سبحان خانه كعبه را بالاى آب قرار داده بود، سپس كشتى هم چنان پيش رفت تا بكوه جودى كه در سر زمين موصل بود رسيد و در روز دهم محرم بود كه در آنجا توقف كرد.
و بزرگان ما از امام صادق ٧ روايت كردهاند كه نوح ٧ در روز اول ماه رجب سوار كشتى شد و روزه گرفت و بهمراهان خود نيز دستور داد روزه بگيرند و هر كه آن روز را روزه بگيرد آتش دوزخ باندازه مسير يك سال راه از وى دور گردد.
(وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ) نوح پسرش را كه كنعان بود و بعضى گفتهاند: نامش «يام» بوده صدا زد.
(وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ) و او در جايى قرار داشت كه از جاى توقف نوح فاصله داشت. و برخى گفتهاند: يعنى از نظر دين و آئين با نوح فاصله داشت، يعنى از دين پدر خود فاصله گرفته بود، و نوح خيال ميكرد وى پيرو دين او است، و بهمين جهت او را صدا زد و برخى گفتهاند: يعنى با كشتى فاصله داشت.
(يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ) پسر جان با ما سوار شو و با كافران مباش، و نوح با اين جمله ميخواست او را سوار كشتى كند تا از غرق نجات يابد، حسن گفته:
وى با پدرش نوح از روى نفاق رفتار ميكرد و از اينرو پدرش او را صدا زد (و نميدانست