ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨ - تفسير
ترجمه:
آيا كسى كه برهانى روشن از جانب پروردگارش دارد و بدنبالش گواهى از او نيز دارد، و پيش از او نيز كتاب موسى كه پيشوا و رحمت بود (بدو گواهى داده) آيا اينان باو ايمان ميآورند؟ و هر يك از اين دستهجات بدو كافر شوند دوزخ جايگاه آنها است و تو در اينباره ترديد نداشته باش، و اين وعده حقى است از طرف پروردگار تو ولى بيشتر مردم باور نمىكنند (١٧) و چه كسى ستمكارتر است از آنكه بر خدا دروغ به بندد، و اينان بر خداى خويش عرضه شوند و گواهان (در آن روز) گويند: اينها بودند كه بپروردگارشان دروغ بستند، اى كه لعنت خدا بر ستمگران باد (١٨) آن كسانى كه مردم را از راه خدا باز دارند و كجى آن را خواهند، و آخرت را انكار كنند (١٩) اينان (از كيفر خدا) در روى زمين فرار نتوانند كرد و ياورى جز خدا ندارند عذابشان دو چندان خواهد شد، و آنها (با اينكه گوش و چشم دارند از راه عناد و دشمنى) نه شنيدن توانند و نه آنكه به بينند (٢٠) اينانند كه خود را بخسران (و زيان) افكندهاند و دروغهايى را كه مىبستند نابود گرديد (٢١) لا جرم اينان در آخرت زيانكارتر خواهند بود (٢٢).
شرح لغات:
بينة: دليل و حجت فاصل و جدا كننده ميان حق و باطل.
عرض: بمعرض گذاردن چيزى براى اطلاع از وضع و حال آن، و معناى عرضه داشتن بندگان بر خداوند آن است كه آنها را براى مطالبه بندگان ديگر در جايگاه مخصوص نگاه دارند، و اين مانند آن است كه آنها را بر خدا عرضه داشتهاند.
عوج: كجى و انحراف از راه راست، و انحراف در دين را «عوج» بكسر عين گويند، و در امثال عصا و چيزهاى ديگر «عوج» بفتح آن گويند تا ميان ديدنى و ناديدنى فرق باشد.
تفسير:
(أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ) اين جمله بصورت استفهامية است ولى منظور